حتما بخونین خیلی باحاله!!!!!
پسره:برو نمیخوامت دیگه تمومه!دختر:عشقم من بدون تو به خدا نمیتونم میمیرم چرا نمیفهمی؟
پسر:دیگه ازت خسته شدم عشقت برام تکراری شده و تلفن قطع شد!!دختر خیلی افسرده و ناراحت میره
تو اتاقش چشمش میوفته به مانیتور کامپیوتر عکس عشقشو میبینه اشک تو چشاش حلقه میزنه آهنگ
مورد علاقه ی عشقشو میذاره و گوش میده !دیگه اشکاش تاب نمیارن و میریزن دختر احساس میکرد یه تیکه
از وجودشو از دست داده!اون شب دختر خوابش نبرد به پسر پیام دا:الان که این پیامو میخونی جسمم باهات
غریبه شده ولی دلم همیشه دوست داره به امید بیداری جسم ها خداحافظ برای همیشه!به طرف پنجره ی بزرگ
اتاقش میره ساعت دقیقا 3:34 بود که در سکوت و تاریکی خودش را از بالای پنجره به پایین پرت کرد!!!
دختر برای همیشه تو تنهایی مرد.صبح مادر دختر طبق عائت همیشگی به اتاق دخترش رفت تا بیدارش کنه اما دختر را
ندید.تلفن همرا دختر که مدام زنگ میخورد توجهش را جلب کرد به سمت گوشی رفت پسری مدام تماس میگرفت!
چشم مادر به پیامی که همون پسر فرستاده بود افتاد :عزیزم،عشقم،نفسم منو ببخش من شوخی کردم فقط یه فرصت
دیگه تو رو خدا......اون پیام دقیقا 3:35 ارسال شده بود...مادر به طرف پنجره ی اتاق رفت و به بیرون نگاه کرد
وچیزی دید که باور نمیکرد!!!کیلیپس دختر به به بند لباسی همسایه گیر کرده بود
.............آره اون دختر هنوز زنده بود..............
خخخخخخخخخخخخخخخخخ فوش نده
زشته:))))))))))))))))))
|